loading...

سه نفری | بزرگترین سایت تفریحی آموزشی ایران

مثل,ضرب المثل,مثال,داستانک,داستان کوتاه,داستان زیبا,زخم,زخم شمشیر,ساخت شمشیر,داستان,داستان های قرآنی,

فقط برو...

admin بازدید : 563 سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات (1)

كی از شاگردان شیوانا همیشه روی تخته سنگی رو به افق می نشست و به آسمان خیره می شد و كاری نمی كرد. شیوانا وقتی متوجه بیكاری و بی فعالیتی او شد كنارش نشست و از او پرسید چرا دست به كاری نمی زند تا نتیجه ای عایدش شود و زندگی بهتری برای خود رقم زند.

شاگرد جوان سری به علامت تاسف تكان داد و گفت: «تلاش بی فایده است استاد! به هر راهی كه فكر می كنم می بینم و می دانم كه بی فایده است. من می دانم كار درست چیست اما دست و دلم به كار نمی رود و هر روز هم حس و حالم بدتر می شود!»

شیوانا از جا برخاست و دستش را برشانه شاگرد جوانش كوبید و گفت:

 

نقاشی پادشاه

admin بازدید : 666 سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات (0)

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد.

 

حکایت موش و تله...!

admin بازدید : 561 سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات (1)

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد ...

همه گفتند: تله موش مشکل توست، به ما ربطی ندارد.

ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید،

از مرغ برایش سوپ درست کردند،

گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند،

گاو را برای مراسم ترحیم کشتند

 

رفاقت یعنی . .

admin بازدید : 680 سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات (0)

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.

سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی.

حرف های ستوان را شنید ، اما ...

زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است!!!

admin بازدید : 587 سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات (0)

ضرب المثل ها همیشه آموزش ها و نکات جالبی در خود دارد که شیرینی خاصی دارد.

اگر کسی به دیگری طعنه‌ای دلسوز بزند و بعد پشیمان شود و بخواهد از دل طرف دربیاورد، کسی‌ که مورد طعنه قرار گرفته است، می‌گوید: "زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است". زخم شمشیر، خوب می‌شود، ولی زخم زبان، خوب نمی‌شود و در این مورد داستانی می‌گویند:

 

در زمان قدیم مرد هیزم شکنی بود که با زنش در کنار جنگلی توی یک کلبه زندگی می کرد. مرد هیزم شکن هر روز تبرش را برمی داشت و به جنگل می رفت و هیزم جمع می کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی علف ها شیری افتاده و یک پایش باد کرده، به خودش جرات داد و جلو رفت. . .

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 182
  • کل نظرات : 544
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1165
  • آی پی امروز : 78
  • آی پی دیروز : 172
  • بازدید امروز : 287
  • باردید دیروز : 579
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 287
  • بازدید ماه : 9,691
  • بازدید سال : 62,959
  • بازدید کلی : 9,887,693