داستانک,شیر به زبان آمد و گفت : «ای مرد یک خار به پام رفته و چرک کرده بیا و یک خوبی به من بکن و این خار را از پایم درآور.» مرد جلو رفت و خار را از پای…

شعار سایت : به سه نفر کمک کنید،و از اون سه نفر هم بخواهید به سه نفر دیگه کمک کنن...

خبر رسان سه نفری
  • تست خوانندگی در سه نفری...(ببینم...)- 1395/04/18
  • هاست با پشتیبانی 24 ساعته...(ببینم...)- 1395/03/25
  • قالب جدید سه نفری رونمایی شد...(ببینم...)- 1395/03/03
☼ آمارکده سه نفری ☼
اطلاعات آماری

با توجه به گزارشات واصله از سرور رزبلاگ،آمار امروز بدین شرح میباشد...:

به طور کل تا این ساعت 1,129 نفر توی سایت حضور به هم رسوندن...

بازدید دیروزمون : 6,766

حالا اگه بخواهیم دقیقتر حساب کنیم به این شکل میشه...:

از این تعداد،6 نفر از گوگل اومدن مهمونی...

ورودی گوگل دیروزمون : 60

و 719 نفر هم با آی پی های متغیر وارد شدن...

آی پی های دیروز : 4039

راستی آمار کاربرامونم داریم...میگی نه ببین...:

کلاً 878 نفر تو سایت عضون...

بله ما یه ایطور چیزایی تو خودمون داریم...

کلاً توی سه نفری 182 تا پست ارسال شده،مفیدناااا...

از خدا که پنهون نیست،از شما چه پنهون...

همین الآن که شما اینجایی،25 نفر دیگه هم آنلاینن...

مثل خودم اهل آماریااا...خخخخ

بیا اینم بقیه آمار...:

کلاً تا به امروز 7,004,049 نفر از سایت مستفیذ شدن...

این ماه هم تا الآن 181,835 نفر بازدید داشتیم...

خدا رو شکر راضی هم هستیم...

بازم امری بود در خدمتت هستم...54.162.19.123

سلام به همگی...

اسم این سایتی که توش هستید سه نفریه...

این سایت بیشتر در زمینه آموزش و ساخت کدهای کاربردی فعالیت داره...

اما برای تفریح هم وقت داریم...:)

هر جوری میتونین توی سایت رفتار کنین،ولی مطابق با قوانین باشه دیگه...

این قالب جدید هم تقدیم به شما میکنم تا شاد و سرزنده بتونید فعالیت کنید...

هر مشکلی هم بود بگید تا حلش کنیم...

اگه کد خاصی هم خواستید توی انجمن تاپیک بزنید و درخواست بدید...

دیگه زیاد حرف نمیزنم،فعلاً سایت رو بررسی کنید و لذت ببرید...

تفاضل آمار بازدید دیروز و امروز : در حال بررسی...
برای نمایش نتایج حاصل،کلیک کنید
تفاضل آمار گوگل دیروز و امروز : در حال بررسی...
برای نمایش نتایج حاصل،کلیک کنید
تفاضل آمار آی پی دیروز و امروز : در حال بررسی...
برای نمایش نتایج حاصل،کلیک کنید
☼ مطلب کده سه نفری ☼
پست های سایت
تبلیغات
Advertising Advertising Advertising
تبلیغات خود را به ما بسپارید...
☼ مهمان سرای سه نفری ☼
اعضای آنلاین
    مدیران و نویسندگان
    172 پست 104 پست 4 پست 7 پست 2 پست 0 پست 0 پست 0 پست 2 پست 5 پست 0 پست 0 پست 0 پست 0 پست 1 پست 0 پست 0 پست 0 پست 2 پست 2 پست 0 پست

    با سلام خدمت شما سروران گرامی...

    در این بخش از سایت،اسامی و سمت مدیران و نویسندگان سایت قرار گرفته...

    شما میتونید با کلیک بر روی نام هر مقامدار،از وضعیت کلی فعالیتش با خبر بشید...

    یه نکته،هر کس این توانایی رو در خودش میبینه که میتونه نویسنده سایت بشه،با ما در میون بزاره...

    امیدوارم از فعالیت و حضور توی سایت لذت ببرید...

    ☼ پست کده ی سه نفری ☼
    برای این پست 0 لایک ثبت شده است
    به اشتراک بزار...:
    فقط برو...

    فقط برو...

    نویسنده پست : admin
    تاریخ ارسال پست : سه شنبه 22 بهمن 1392
    ساعت ارسال پست : 16:32
    زیر موضوع :
    بازدید : 179 بار
    نظرات این پست : نظر

    كی از شاگردان شیوانا همیشه روی تخته سنگی رو به افق می نشست و به آسمان خیره می شد و كاری نمی كرد. شیوانا وقتی متوجه بیكاری و بی فعالیتی او شد كنارش نشست و از او پرسید چرا دست به كاری نمی زند تا نتیجه ای عایدش شود و زندگی بهتری برای خود رقم زند.

    شاگرد جوان سری به علامت تاسف تكان داد و گفت: «تلاش بی فایده است استاد! به هر راهی كه فكر می كنم می بینم و می دانم كه بی فایده است. من می دانم كار درست چیست اما دست و دلم به كار نمی رود و هر روز هم حس و حالم بدتر می شود!»

    شیوانا از جا برخاست و دستش را برشانه شاگرد جوانش كوبید و گفت:

     


    برای این پست 0 لایک ثبت شده است
    به اشتراک بزار...:
    نقاشی پادشاه

    نقاشی پادشاه

    نویسنده پست : admin
    تاریخ ارسال پست : سه شنبه 22 بهمن 1392
    ساعت ارسال پست : 16:28
    زیر موضوع :
    بازدید : 267 بار
    نظرات این پست : نظر

    پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

    سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد.

     


    برای این پست 0 لایک ثبت شده است
    به اشتراک بزار...:
    حکایت موش و تله...!

    حکایت موش و تله...!

    نویسنده پست : admin
    تاریخ ارسال پست : سه شنبه 22 بهمن 1392
    ساعت ارسال پست : 16:13
    زیر موضوع :
    بازدید : 191 بار
    نظرات این پست : نظر

    موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد ...

    همه گفتند: تله موش مشکل توست، به ما ربطی ندارد.

    ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید،

    از مرغ برایش سوپ درست کردند،

    گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند،

    گاو را برای مراسم ترحیم کشتند

     


    برای این پست 0 لایک ثبت شده است
    به اشتراک بزار...:
    داستان جالب دکتر و خواستگاری

    داستان جالب دکتر و خواستگاری

    نویسنده پست : admin
    تاریخ ارسال پست : سه شنبه 22 بهمن 1392
    ساعت ارسال پست : 16:3
    زیر موضوع :
    بازدید : 185 بار
    نظرات این پست : نظر

    دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید.

    آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت: در سن یک سالگی پدرم مرد ومادرم برا اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خونه های مردم رخت و لباس میشست

    حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چکار کنم

    استاد به او گفت:از تو خواسته ای دارم به منزل برو و دست مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی

     


    برای این پست 0 لایک ثبت شده است
    به اشتراک بزار...:
    رفاقت یعنی . .

    رفاقت یعنی . .

    نویسنده پست : admin
    تاریخ ارسال پست : سه شنبه 22 بهمن 1392
    ساعت ارسال پست : 15:54
    زیر موضوع :
    بازدید : 189 بار
    نظرات این پست : نظر

    دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.

    سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی.

    حرف های ستوان را شنید ، اما ...


    برای این پست 0 لایک ثبت شده است
    به اشتراک بزار...:
    زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است!!!

    زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است!!!

    نویسنده پست : admin
    تاریخ ارسال پست : سه شنبه 22 بهمن 1392
    ساعت ارسال پست : 15:32
    زیر موضوع :
    بازدید : 185 بار
    نظرات این پست : نظر

    ضرب المثل ها همیشه آموزش ها و نکات جالبی در خود دارد که شیرینی خاصی دارد.

    اگر کسی به دیگری طعنه‌ای دلسوز بزند و بعد پشیمان شود و بخواهد از دل طرف دربیاورد، کسی‌ که مورد طعنه قرار گرفته است، می‌گوید: "زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است". زخم شمشیر، خوب می‌شود، ولی زخم زبان، خوب نمی‌شود و در این مورد داستانی می‌گویند:

     

    در زمان قدیم مرد هیزم شکنی بود که با زنش در کنار جنگلی توی یک کلبه زندگی می کرد. مرد هیزم شکن هر روز تبرش را برمی داشت و به جنگل می رفت و هیزم جمع می کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله ای را شنید و به طرف صدا رفت. دید توی علف ها شیری افتاده و یک پایش باد کرده، به خودش جرات داد و جلو رفت. . .


    ☼ تبادل کده سه نفری ☼
    تبلیغات کانالی

    ارسال اطلاعات کانال جهت تبلیغ
    ارسال پست

    من به عنوان مدیر سه نفری یه چیزی اومد تو ذهنم...

    اونم اینکه هر کسی توی ذهنش یا گوشه کامپیوترش،یه سری کد و بازی و در کل مطلب داره...

    خب حیفه این استعدادها از بین برن،شاید حتی کوچکترین کد شما که به نظرتون به درد نخوره...

    به درد یکی بخوره و بتونه ازش استفاده کنه...

    پس اگه از اون دست آدمایید که همیشه یه چیز برای بقیه دارید تا رو کنید...

    میتونید مطالب خودتون رو برای ما بفرستید تا بعد از تایید شدن در اختیار بقیه قرار بگیرن...

    همین حالا امتحان کنید،فرستادن از شما،تایید از ما...

    نمایش فرم ارسال فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است...!!